أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

144

قانون ( فارسى )

بيش از حدّ متوقع است . ممكن است قرحه در دهانهء معده باشد و ممكن است در مرى باشد . چگونه بدانيم كه از معده و مرى كداميك به قرحه مبتلا هستند ؟ اگر قرحه در مرى باشد ، بيمار احساس مىكند كه درد به سوى عقب كشيده شده است و ميان شانه‌هايش درد مىكنند و از گردن تا سرآغازهاى سينه آزار بينند . و هرگاه لقمه‌اى را فرو دادند و لقمه از مرى تجاوز نمود دردى كه از لقمه فرو دادن كشيده است كمى فروكش مىكند . اگر قرحه در معده باشد پايينىهاى سينه يا بالاييهاى شكم به درد مىآيند . و درد شديدتر از درد قرحهء مرى است . هرگاه لقمه‌اى را فرو مىدهند بعد از تجاوز كردن از سينه آزاررسان است و اكثرا درد در طرف مراق است . نفس كوچك و بدن سرد است و نيز احتمال غش كردن بيشتر است . اگر قرحه در ته معده سر برآورده است . نشانيش اين است : 1 - كبرهء قرحه با مدفوع مىآيد بدون آنكه خراش و پوست‌اندازى روده در ميان باشد . 2 - هرگاه بيمار چيزى را فرو دهد ، همين‌كه فرو داده به ته معده رسيد ، پايين معده به درد آيد اما درد اندك است . فرق ميان قرحه در معده و قرحه در روده را فرو داده از راه دهان معين مىكند . وقتى لقمه از دهن تا معده در راه است كجا به درد مىآيد ؟ اگر قرحه در روده باشد پوستهء نازك همراه مدفوع به‌ندرت پيدا مىشود و اگر احيانا پيدا شد بسيار نازك است و از جنس روده‌هاى قسمت بالايى است . اگر قرحه در معده باشد دردى كه حس مىشود بالاتر از روده‌ها است نه در طرف روده‌ها و اين حالت بسيارى از پزشكان را به اشتباه انداخته است كه پندارند اين قرحهء بالايى روده‌ها نيست و بيمارى ديسانترى است . بايد تو در اين‌باره دقت كنى و موقع درد و نوع بيمارى را كاملا تشخيص دهى . هرگاه كسى با قى پوستهء نازك برآورد بايد بدانى كه حتما قرحه در مرى و يا در معده وجود دارد . اگر مىخواهى اين را امتحان كنى چيزى كه خردل و سركه با آن باشد به بيمار بخوران ! فصل ششم علاج جوشهاى معده بايد اول به وسيلهء داروهاى سازگار با حالت بيمارى كه قرحهء معده دارد ، بيمار را اسهال دهى . آنگاه انار دانه و مويز بخورد . شير را وسيلهء آهن سرخ شده كه در شير فرو كنند گرم كن و از آن شير بخورد . اگر كسى دريدگى در معده دارد و معده سوراخ شده است راه نجاتش بسيار دشوار است ؛ مگر اينكه سوراخ يا دريدگى بسيار كم و ناچيز باشد . با اين همه بايد به معالجه‌اش پرداخت و او را نوميد نكنى شايد راه رهايى را بيابى .